به اشتراک گذاری عکس و تصویر از طبیعت
 


اگر این متن را می خوانید احتمالاً بدتان نمی اید که یک عکاس حرفه ای باشید. به حق باید گفت که عکاسی یک سرگرمی، لذت یا اشتیاق است اما چرا از آن چه لذت می برید کسب درآمد نکنید؟ بسیاری از این راه امرار معاش می کنند. در سال 1981 من تاجری بودم که به تازگی بیکار شده بودم و با کار هایی مانند تمیز کردن پنجره ها روزگار می گذراندم و بزرگترین آرزویم این بود که عکاسی باشم که برای عکس گرفتن سفر می کند و از این راه روزگار می گذراند. اکنون 30 سال از آن زمان می گذرد من عکس می گیرم و رویایم به حقیقت تبدیل شده است. اما حقایقی هم وجود دارد هزینه هایی هست که باید پرداخت شود. این گونه زندگی کردن اصلاً ساده نیست حرفه ای شدن قسمت خوب این کار است و قسمت سخت آن سوالات بسیاری است که مدام باید بدنبال جوابشان باشید.

و اما چگونه حرفه ای شویم. در این مقاله من از تجربیات خودم استفاده می کنم و البته نظرات شخصی خودم را مطرح می کنم که شاید برخی با آن موافق نباشند. و امیدوارم شما هم بتوانید در این زمینه صاحب نظر شوید و دیدگاه های خود را مانند یک عکاس حرفه ای بیان کنید. وقتی که من برای شاگردانم در زمینه عکاسی صحبت می کنم روی یک نکته تاکید می کنم و آن متفاوت بودن هر یک از ما، توانایی ها، استعداد ها، روش کار، جاه طلبی، پشتکار و دیدگاه های ماست. و این تفاوت هاست که شخصیت کنونی ما را ساخته است. عکاسی یک حرفه مشخص و محدود نیست هیچ راه از پیش تعیین شده ای وجود ندارد هر عکاس حرفه ای مسیری متفاوت را طی کرده است تا به این سطح از دانش عکاسی دست یافته است و البته راهی پر زحمت که نیاز به تلاش، پشتکار، صبر و حوصله فراوان دارد.

اما قبل از هر چیزی باید مشخص کنیم که عکاس حرفه ای چه کسی است. به ساده ترین زبان می توان گفت عکاس حرفه ای کسی است که نان خود را از دوربینش در می آورد. خوب این به نظر ساده و روشن است اما تعریف کاملی نیست چون افراد زیادی هستند که فکر می کنند یک عکاس حرفه ای هستند اما حقیقت غیر از این است. لوله کشی که هر از چند گاهی در عروسی دوستانش عکس می گیرد یا کسی که هر از چند گاهی عکس هایش در روزنامه ها و مجلات چاپ می شود یک عکاس حرفه ای نیست. من نمی خواهم اظهار فضل کنم یا دیگر عکاسان را تحقیر کنم اما می خواهم به این افراد بگویم کار درستی انجام می دهند. این لوله کش توانسته است به کمک توانایی خود از عکاسی پولی بدست آورد که بیشتر از پول لوله کشی است! شاید او بتواند عکس های بسیار زیبایی بگیرد حتی بهتر از بسیاری از عکاسان حرفه ای اما او مجبور نیست هزینه کار و زندگی خودش را از عکاسی کسب کند. امیدوارم به هیچ لوله کشی توهین نکرده باشم چون این شغل بسیار ارزشمند است و جامعه به آن نیاز دارد و مهارت های خاص خود را نیاز دارد این فقط یک مثال بود و فقط برای توضیح مطلب به آن پرداختم اما در عکاسی چیزی به نام نیمه حرفه ای وجود ندارد یا شما از این طریق امرار معاش می کنید یا خیر. لوله کشی که به صورت پاره وقت عکس می گیرد به پولی که از این طریق بدست می آورد به چشم پاداش می نگرد. این پاداش ممکن است حتی کفاف هزینه پر کردن یک باک بنزین را هم ندهد چه برسد به اینکه بتواند از این طریق امرار معاش کند. یک عکاس حرفه ای هم نیاز به خوردن، زندگی کردن و سفر کردن دارد باید مدت ها از وقت خود را در پشت لنر بنشیند تا یک لحظه را شکار کند باید اجاره خانه بدهد و… و همه این ها را باید از عکاسی بدست آورد.

من نمی خواهم کسی را دلسرد کنم اما می خواهم وقع گرایانه با این موضوع برخورد کنم. حال بگذارید از قسمت های خوب این موضوع صحبت کنیم. دنیای امروز برای عکس هایی که عکاسان حرفه ای می گیرند اشتیاق زیادی نشان می دهد. عکاسی دنیای امروز ما را احاطه کرده است. در تلوزیون، پوستر ها، تبلیغات، رسانه ها، اینترنت همیشه عکس ها حضور دارند عکس هایی که سیطره قدرت عکاسان حرفه ای را نشان می دهند. تصویر گرایی برای اقتصاد امروز ضروری است، سازمان ها از مدرسه ها گرفته تا موسسات مالی برای اینکه بودجه های خود را توجیه کنند به عکس نیاز دارند عکس های قانع کننده عکس هایی که سرمایه گذار یا مشتری را قانع کند که پولش را در جای مناسبی سرمایه گذاری کرده است. در حال حاضر فقط در انگلستان در حدود 1500 عکاس حرفه ای ثبت شده وجود دارد که من فکر می کنم تعداد واقعی آنها دو برابر این عدد می باشد. بنابراین مشاهده می کنید که تعداد قابل توجهی از افراد وجود دارند که نان خود را از دوربین شان بدست می آورند. شما تنها نیستید. این یعنی افراد زیادی به این طریق زندگی می کنند چرا شما نتوانید به روش مورد علاقه خود زندگی کنید. اما نمی توان منکر این قضیه شد برای اینکه بین انبوه عکاسان بتوانید خودی نشان دهید باید بسیار زحمت بکشید.

من در سال 1985 وارد دنیای عکاسی حرفه ای شدم یعنی درست زمانی که به تازگی از دانشکده هنر فارغ التحصیل شده بودم. اگر بخواهم بزرگترین اختلافی که بین عکاسی حرفه در گذشته و اکنون وجود دارد را مشخص کنم روی دیجیتال و آنولوگ و پیشرفت فناوری عکاسی و تجهیزات آن دست نمی گذارم بلکه چیزی هست که بیش از این ها عکاسی امروز را متحول کرده است و آن اینترنت است. این فناوری امروزه تبدیل به ابزار قدرتمندی در دست عکاسان برای بازار یابی شده است و فرصت های بسیاری را در برابر آنها گشوده است. صاحبان کسب و کار های مختلف می دانند که وب سایت آنها بسیار مهم است و بهترین وب سایت آن است که توجه مخاطب را به خود جلب کند، فروش را بالا ببرد و فرصت های جدید در اختیار آنها قرار دهد. یکی از راه هایی که می توان به کمک آن یک وب سایت را برتر از رقبا نشان داد استفاده از یک عکاس حرفه ای و قابل است. و خوشبختانه رسانه ها همیشه تشنه محتوای جدید هستند باید بگویم هیچ وقت اینقدر تقاضا برای عکس زیاد نبوده است. همه اینها دست به دست هم داده اند تا فرصت هایی بیشتری در اختیار عکاسان حرفه ای قرار دهد و آنها را در دسترس تمام دنیا قرار دهد و به همین دلیل یک عکاس حرفه ای بودن بسیار هیجان انگیز است.

خوب با این حرف ها به نظر می رسد یک معدن طلا در دسترس عکاسان قرار دارد اما این فقط یک روی سکه است چون اینترنت همچنان که فرصت های جدیدی در اختیار عکاسان قرار می دهد از جهت دیگر وسیله ای است برای دسترسی رایگان به عکس های متعدد و همچنین به راحتی می توان با کمترین قیمت عکس های خوبی خریداری کرد. با آنکه محتوای اینترنت در حال پر بار شدن بیش از گدشته است اما عکاسی هرگز ارزش خود را از دست نداده است. هر چند هر روز رقابت سنگین تر می شود اما اجازه دهید در این مورد خوش بین باشیم. خوب از همه این حرف ها گذشته اگر بخواهیم از امروز مسیر زندگی خود را تغییر دهیم و تبدیل به یک عکاس حرفه ای شویم چه مسیری را باید طی کنیم؟ یک پاسخ کوتاه می توانم بدهم و آن این است یک حرفه ای همیشه در حال رقابت و مبارزه ای بی پایان است!
آیا واقعا می خواهید یک عکاس حرفه ای باشید؟

اگر می خواهید یک حرفه ای باشید چیز هایی هست که باید آنها را تهیه کنید: مهمترین و اولین چیزی که نیاز دارید یک کوه اعتماد به نفس است. اراده ای که شما را در طول این مسیر تا حرفه ای شدن واقعی هدایت کند این راه طولانی ممکن است روز ها، هفته ها، ماه ها یا حتی سال ها طول بکشد. اگر بخواهید واقع گرایانه به موضوع نگاه کنید ممکن است بیش از 5 سال طول بکشد تا بتوانید خود را به عنوان یک عکاس حرفه ای در جامعه مطرح کنید. تنها را سربلند بیرون آمدن از این بازی این است که مانند یک قهرمان مبارزه کنید و این کار ساده ای نیست. مانند کسی هستید که در استخری عمیق در حال تلاش است و سعی می کند سر خود را بیرون از آب نگه دارد تا زنده بماند من هنوز بعد از 26 سال عکاسی احساس امنیت نمی کنم و فکر نمی کنم هرگز بتوانم چنین احساسی داشته باشم و فکر می کنم همه همکاران من هم این چنین هستند اگر به دنبال یک کار راحت و بی دغدغه هستید که خیالتان برای همیشه راحت باشد و می خواهید هیچگاه نگران هزینه ها نباشید پس باید بگویم در مورد عکاسی حرفه ای باید تجدید نظر کنید.

اما اگر فردی اهل رقابت و ماجراجو هستید اگر زندگی پر فراز و نشیب با روحیات شما سازگار است اگر می خواهید با کاری که به آن علاقه دارید امرار معاش کنید و اهمیت نمی دهید هزینه ای که می کنید زیاد باشد و پولی که دریافت می کنید کم! احتمالا در این کار موفق خواهید بود.

اکنون تصمیم بگیرید یا برای همیشه عکاسی حرفه ای را کنار بگذارید یا می خواهید عکاسی باشید که برای خودش کار می کند و باید ماجراجویی ها و ناملایمات زیادی را تحمل کند همیشه نگرانی ها و استرس های مالی را تحمل کند. هزینه های زیادی را تقبل کند در حالیکه معلوم نیست می تواند این این هزینه ها را جبران کند. این یعنی یک عمر زندگی به سبک متفاوت از دیگران و هیچ کس به غیر از خود شما نمی تواند درباره آن تصمیم بگیرد تصمیم با شماست و اگر وارد این کار شدید و توانستید برای چند سال زندگی خود را از راه عکاسی بچرخانید می توانم بگویم در راه درستی پا گذاشته اید. چون یکی دو سال اول سخت ترین و بحرانی ترین دوران برای یک عکاس حرفه ای است.

خوب اکنون که ادامه این متن را می خوانید احتمالاً تصمیم خود را گرفته اید. حال اولین پرسشی که ممکن است ذهن شما را به خود مشغول کند این است که چگونه می توانم از عکاسی پول دربیاورم؟ شاید شما همه کار های لازم را انجام داده باشید مهارت بسیاری کسب کرده باشید و عکس های زیبایی هم گرفته اید و مجموعه زیبایی از عکس های خود جمع آوری کرده باشید اما بدون مشتری نمی توانید پولی بدست آورید. اگر بخواهم صادق باشم عکاسی حرفه ای است، که به راحتی می تواند پول های شما را به باد دهد. بنابراین باید برای خود یک چشم انداز تعریف کنید در این چشم انداز روی پله های اول بسیار دقت کنید در سال های اول شما درآمد خوبی نخواهید داشت بنابراین باید به دنبال مشتری هایی باشید که هزینه های جاری شما را تامین کنند معمولا در سال های اول موعد باز پرداخت وام های دانشجویی فرا می رسد هزینه خرید لوازم و بسیاری هزینه های دیگر وجود دارد که اگر به فکر بازار یابی برای خود نباشید به مشکلات بزرگتری برخورد خواهید کرد که شما را از ادامه راه منصرف می کند. پس اولین اولویت شما این است که در یک سال اول چگونه از از عکاسی پول در بیاورید و باید در یک سال اول کسب درآمد کنید!

بدون یک برنامه و هدف درست نمی توانید اعتماد به نفس خود را حفظ کنید و خود را یک عکاس حرفه ای بنامید. و نتیجه آن ناامیدی و سرخوردگی است. بنابراین متوجه هستید که شما فقط نیاز به مهارت های عکاسی ندارید بلکه به مهارت های لازم برای اداره کسب و کار نیاز دارید. روشی که حرفه ای ها در گذشته استفاده می کرده اند ممکن است امروز به درد شما نخورد. شما باید با توجه به شرایط خود و اجتماعی که در آن زندگی می کنید و شرایط زمانه راه خود را انتخاب کنید. البته حرکت در کنار حرفه ای ها یا در زیر سایه آنها برای مدتی که بتوانید کسب تجربه کنید و حقایق دنیای واقعی را دریابید مفید است ولی برای بلند مدت این راهی نیست که به حرفه ای شدن بینجامد.

خوب شاید بخواهید بیشتر با من آشنا شوید من دیوید نورتن هستم. و اکنون که این مقاله را برای شما می نویسم 26 سال است وارد دنیای عکاسی حرفه ای شده ام. من به کشور های مختلف دنیا سفر کرده ام علاقه زیادی به عکاسی از طبیعت دارم. به روش های مختلف کسب درآمد می کنم به صورت مشارکت در سود، برای کتاب ها و فیلم ها عکس می گیرم کارگاه های آموزشی برگزار می کنم، کتاب می نویسم، وب سایتی دارم برای معرفی خود و کار هایم، فیلم های آموزشی در زمینه عکاسی و سفر های خود می سازم و یک تیم پر کار دارم که همیشه در تلاشند و به روش های مختلف کسب درآمد می کنم. عکاسی از طبیعت همیشه مورد علاقه من بوده است اما هر گاه کسی اراده کند می تواند مرا استخدام کند و من برای او عکس می گیرم.

یا یکی دیگر از افرادی که می خواهم به شما معرفی کنم و یک عکاس حرفه ای است جانتی وایلد است ما در یک دانشکده درس می خواندم جانتی قیافه معصومانه ای داشت و اهل ولز بود او اکنون یک شرکت دارد و در زمینه عکاسی فعالیت می کند و از هر چیزی عکس می گیرد از عکس های تبلیغاتی برای شرکت های چند ملیتی تا عکاسی برای سازمان های خیریه. او در بسیاری از کشور های جهان عکس گرفته است از افغانستان گرفته تا کره شمالی و سودان تا اسکیپتون و من برای او احترام زیادی قائل هستم.

یا جان گودینگ که یکی از دوستان من است و همینطور یک عکاس حرفه فوق العاده در زمینه عکاسی تجاری است. او عکاسی بسیار با تجربه است و البته درآمد سرشاری هم دارد از اتاق کابل در کارخانه ها گرفته تا تجملات شهری و عتیقه جات کم ارزش عکس می گیرد. او آنقدر مشتری دارد که همیشه در حال کار است و سعی می کند در آین میان وقتی هم برای تفریح و استراحت داشته باشد.

یا لیزا آلدرسی او زنی قدرتمند و عجیب است رفتار خشنی دارد که کمتر کسی فکر می کند او یک هنرمند یا عکاس حرفه ای باشد اما او یک عکاس بی نظیر برای مراسم ازدواج است.

من با بسیاری از عکاسان حرفه ای صحبت کردم از آنها خواستم راز موفقیت خود را بیان کنم با اینکه حرف های جالبی از هر کدام شنیدم اما هیچکدام راه مشخصی برای حرفه ای شدن نداشتند هیچ چیز دربین حرف های آنها مشترک نبود مگر علاقه به عکاسی، پشتکار فراوان، نیاز مالی و پیدا کردن راهی برای رفع این نیاز و وارد 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 0:13  توسط شهکام جولایی | 
 


آیا تا به حال با دقت به عکس های سیاه و سفید نگاه کرده اید ؟ آیا می دانید هنگامی که در بین تمام عکس های رنگی یک نمایشگاه هنری ، وقتی یک یا چند عکس سیاه وسفید قرار می گیرد ، چقدر جلب توجه می کند ؟ مطمئنا بارها شیفته این تصاویر شده اید و احتمالا گاهی هم تصمیم گرفته اید یک یا چند عکس سیاه و سفید بگیرید
فروشگاه اینترنتی موبایل آبی
موبایل ، تبلت ، لپ تاپ ، دوربین دیجیتال
MobileAbi.com

تا چند سال پیش و اگر اشتباه نکنم هنوز هم دانشجویان دوره های عکاسی می بایست ، بخشی از روند آموزشی خود را در تاریک خانه ها و زیر نور قرمز می گذراندند تا چاپ و ظهور نگاتیو های سیاه و سفید را بیاموزند این روز ها یک فرمان ساده در فتوشاب تصویر رنگی شما را سیاه و سفید می کند اما آیا واقعا این رشته از عکاسی با یک فرمان به پایان رسیده است ؟


عکاسی سیاه و سفید با دوربین های دیجیتال راز و رمز های زیادی دارد به همین خاطر قصد داریم طی این آموزش اصول عکاسی سیاه و سفید را توضیح دهیم. چیزهای مختلفی در باره عکاسی سیاه و سفید ، با یک دوربین دیجیتال وجود دارد که باید بدانید اولین مطلب این است که برای گرفتن یک عکس سیاه و سفید خوب قبل از هر چیز به یک بافت احتیاج دارید بافت ها ، یا همان چیزی که اشیائ یا سطوح از آن تشکیل شده اند با درجات مختلفی از لایه های خاکستری ای که پدید می آورند ، تنوع و زیبایی به تصاویرتان اضافه می کنند برخی از بافت های خاص برای عکاسی سیاه و سفید خیلی خوب جواب می دهند توجه داشته باشید که معمولا عکاسی سیاه و سفید برای انتقال حس عاطفی صحنه به ببیننده به کار گرفته می شود و بافت ها با درجه خاکستریشان برای این منظور بسیار مناسب هستند. بنابراین اگر تصویر شما دارای بافت باشد ، بخشی از این حس نوستالژیک را منتقل کرده اید بافت هایی همچون رگه های چوب ، متن بی روح یک سنگ ، الگو های تکرار شونده طبیعی ( مثل برگ های یک درخت یا امواج کنار آب ) ، در تصاویر سیاه و سفید بسیار جذاب به نظر می رسند. اما این لایه های خاکستری ( Grey Scales ) چیست ؟


عکاسی با لایه های خاکستری ، تنها به غیاب رنگ در تصویر یا این که فرضا یک عکس از تعداد زیادی از رنگ های خاکستری و سفید تشکیل شده باشد ، اطلاق نمی شود. برای فهم دقیق عکاسی دیجیتال با لایه های خاکستری ، باید یک معنی دقیق از لایه های خاکستری تعریف شود.


لایه های خاکستری در حقیقت طیفی از رنگ سیاه ، مقدار زیادی رنگ خاکستری و رنگ سفید است تقریبا چیزی شبیه رنگین کمان ، با این تفاوت که به جای رنگ ها ، یک سری از تن مایه های سیاه و سفید خاکستری در کنار هم قرار می گیرند بنابراین وقتی درباره لایه های خاکستری حرف می زنیم ، در حقیقت منظور ما طیف رنگ های خاکستری ای است که خود به خود شامل سیاه و سفید هم می شود. یکی از بهترین نقاط شروع برای عکاسی سیاه و سفید استفاده از سوژه هایی با کنتراست بالا هستند. فکر نکنید برای این کار حتما باید به دنبال سوژه ای خاص بگردید خیلی از اشیای اطراف شما می توانند کنتراست مورد نظرتان را فراهم کنند. ترکیبی از رنگ های قرمز ، بنفش و زرد روشن ، می توانند کنتراست بسیار بالا و چشم نواز لایه های خاکستری را به خوبی نمایان کنند


نمی خواهیم زیاد وارد بحث فنی این مسئله شویم فقط به یاد داشته باشید که دوربین های دیجیتال از این سوژه ها عکس های بسیار پرکنتراستی می گیرند و همان طور که حدس می زنید یکی از بهترین سوژه ها برای این کار گل ها هستند. بنابراین سری به پارک سر کوچه تان بزنید.

قطعا تاکنون متوجه شده اید ، که عکاسی سیاه و سفید ، تنها به معنای فقدان رنگ نیست ، بلکه بسیار عمیق تر و مشکل تر از این حرف ها است این روز ها عکاسی سیاه و سفید ، اغلب برای انتقال نوعی سکون در زمان به کار گرفته می شود. زاویه های خاص ، نور های نزدیک و سایه های عمیق ، لنزهای ترکیبی معمولا در حالت تله زوم ، از تکنیک های محبوبی هستند که برای این عکس ها به کار گرفته می شوند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 0:8  توسط شهکام جولایی | 
 

ترکیب بندی و آرایش تصویر

رایج ترین تکنیک آرایش تصویر، قانون یک سوم (Rule of Thirds) نام دارد. در این روش شما فریم عکس را به 9 مربع یک اندازه که ترکیبی از سه مربع عمودی و سه مربع افقی است تقسیم می کنید. تقاطع این مربع ها همانطور که در تصویر نیز مشاهده می کنید، 4 نقطه اصلی را تشکیل می دهند که معمولا انسان در اولین نگاه به این قسمت عکس توجه می کند. پس شما می بایست سوژه مورد نظر خود را در این قسمت تصویر جای دهید. همانطور که در تصویر مشاهده می کنید، بین دو چشم سوژه عکس دقیقا برروی یکی از تقاطع ها که توسط ستاره مشخص شده قرار گرفته است.


روش دیگری که برای تنظیم فریم عکس و موقعیت درست سوژه می توانید بکارگیرید، روش حلزون فیبوناچی (Fibonacci Spiral) است. در این روش یک شکل حلزونی را برروی صفحه فریم، تصور کنید و همانطور که در تصویر مشاهده می کنید سوژه مورد نظر خود را در حلقه کوچک حلزون قرار دهید. این دقیقا همان مکانی است که نظر ببینده را به خود جلب می کند.


اینها تنها چند توصیه ساده برای ترکیب بندی و چیدمان بهتر تصویر بودند اما در واقع ترکیب بندی عکس، پیچیده تر از قرار دادن سوژه در فریم است. چشم انداز، شیء به جای موضوع و یا پیغامی که شما قصد دارید توسط یک عکس بیان کنید همگی در ترکیب بندی یک عکس تاثیرگذار هستند. اما به هر حال امیدواریم این چند توصیه ساده به شما کمک کنند تا سوژه های خود را در جای مناسب تری از عکس خود قرار دهید.
طوری عکس بگیرید که منبع نور در پشت سر شما قرار گیرد

اگر تا به حال بطور مستقیم به منبع نور نگاه کرده باشید، حتما می دانید که علاوه بر حالت نامطلوبی که برای انسان اتفاق می افتد، امکان تشخیص و مشاهده اشیاء پیرامون نیز دشوار می شود. این حالت به "کور شدگی توسط نور شدید" نیز معروف است. این مشکل دقیقا در عکاسی نیز به وجود می آید. اگر شما طوری عکس بگیرید که منبع نور چه خورشید و یا نور مصنوعی در تصویر باشد نتیجه خوشایند نخواهد بود. همیشه سعی کنید در مکانی قرار گیرید که منبع نور در پشت شما قرار گیرد معمولا با یک جابجایی ساده می توانید این کار را انجام دهید. نتیجه کار نیز در مقایسه با زمانی که منبع نور مستقیما در فریم قرار داشته باشد کاملا متفاوت و متمایز خواهد بود. حال اگر منبع نور از پشت شما به سوژه عکاسی بتابد آنوقت نور علی نور خواهد شد.

در صفحه بعد عکس برداری در نور کم و محیط های تاریک، استفاده صحیح از فلش و تمیز کردن لنز دوربین را یاد خواهید گرفت.
دوربین را برای عکس ها کم نور تنظیم کنید

کمتر کسی همیشه پروژکتور با خود حمل می کند و معمولا عکاس ها علاقه ای به استفاده از فلش دوربین نیز ندارند. چون نور فلش باعث از بین رفتن بسیاری از جزئیات تصویر می شود. پس زمانی که در محیط کم نور مجبور به عکاسی هستید می بایست تنطیمات دوربین را طوری تغییر دهید که نتیجه به بهترین شکل ممکن حاصل شود. در ویدیویی که در پایین مشاهده می کنند نحوه صحیح تنظیم دوربین در شرایط کم نور و کاربرد هر کدام از تنظیمات مرتبط با این موضوع توضیح داده شده است اما اگر به زبان انگلیسی تسلط ندارید نگران نباشید، خواندن مقاله را با چکیده مطلب ادامه دهید:

 

سه مورد برای عکس برداری در نور کم تاثیرگذارند: دریچه دیافراگم، سرعت شاتر و ISO
مقالات مرتبط:
چگونه و با چه دوربینی از فرزندان خود عکس های زیبا بگیریم
شباهت و تفاوت های چشم انسان با دوربین عکاسی

تقریبا تمام دوربین های عکاسی به جز برخی از دوربین های موبایل، به کاربر امکان کنترل ISO را می دهند. ISO عددی است که نشان دهنده میزان حساسیت دوربین نسبت به جذب نور می باشد. هر چه مقدار ISO روی عدد بزرگتری تنظیم شود، میزان حساسیت سنسور نیز بیشتر می شود. در حالت کلی شما می بایست از حداقل ISO که معمولا عدد 100 است استفاده کنید تا عکس های گرفته شده دارای حداقل نویز باشند. هر چه ISO بیشتر شود حساسیت سنسور دوربین بیشتر شده و در محیط های کم نور جزئیات بیشتری ضبط می شوند. اما ISO بالا باعث افزایش نویز تصویر نیز می شود. پس در محیط هایی که نور به اندازه کافی وجود دارد سعی کنید مقدار ISO را روی حداقل تنظیم نمایید. برای محیط های داخلی مانند عکس برداری در داخل منزل معمولا عدد 400 برای ISO مناسبت است. اگر محیط کم نور باشد می توانید ISO را روی 800 یا 1600 تنظیم کنید. همچنین اگر از دوربین های حرفه ای استفاده می کنید می توانید با تنظیم عددهای بزرگتر ISO در تاریکی و نور بسیار کم نیز عکاسی کنید. بالابردن ISO باعث می شود در محیط های تاریک عکس های روشن بگیرید.

امکان تنظیم دریچه دیافراگم و سرعت شاتر در همه دوربین ها وجود ندارد. اما این دو قابلیت نیز باعث کنترل میزان نور جذب شده و در نتیجه شکل گرفتن عکس های روشن در محیط های کم نور می شوند. دریچه دیافراگم (Aperture) به میزان باز بودن لنز اشاره دارد و سرعت شاتر نیز، مدت زمان باز بودن دریچه و نورگیری را کنترل می کند. هرچه دریچه دیافراگم عریض تر و بازتر باشد نور بیشتری وارد دوربین می شود و البته باعث ایجاد عمق میدان بیشتر در تصویر نیز می شود (این بدین معناست که بخشی از تصویر که برروی آن فوکوس شده نسبت به باقی تصویر جدا می شود، نتیجه نیز جذاب تر خواهد بود)

دریچه دیافراگم توسط یک عدد اعشاری کنترل می شود و برعکس آنچه فکر می کنید عمل می کند. هر چه عدد بزرگتر باشد نور کمتری وارد دوربین می شود. دریچه دیافرگام در دوربین های دیجیتال، توسط تنظیمی با نام F-Stop کنترل می شود اعدادی شبیه f1.6 یا f2.2 یا f8.0 که بین آنها نیز چندین عدد اعشاری دیگر وجود دارد. لنزهای مختلف دیافراگم های متفاوتی نیز دارند به عنوان مثال لنزهای ارزان ممکن است حداکثر تا f4.0 باز شوند. اما لنزهای حرفه ای و گران تر می توانند تا f1.6 نیز باز شوند.


پس اگر به نور بیشتر در عکس خود نیاز دارید یعنی در محیط کم نور عکاسی می کنید می توانید دریچه دیافراگم را بیشتر باز کنید. حال اگر باز هم به نور بیشتری نیاز دارید می توانید سرعت شاتر را کاهش دهید. البته اگر سرعت شاتر را زیادی کم کنید ممکن است عکس خروجی کمی تار و مات شود. معمولا نباید سرعت شاتر را کمتر از 1/30 (یک سی ام) ثانیه تنظیم کرد. چون اگر سرعت را از این کم تر کنید سوژه های متحرک بصورت مات و تار ضبط می شوند و دوربین نیز نسبت به لرزش دست شما حساس تر خواهد شد. در حال کلی سرعت 1/250 ثانیه برای عکس برداری از سوژه های متحرک مناسب است. اما هر چه سرعت شاتر بالاتر رود نور کمتری نیز جذب سنسور می شود.

در مجموع با تنظیم و ترکیب تنظیمات ISO و سرعت شاتر و دریچه دیافراگم می توانید در محیط های کم نور عکس های قابل قبولی بگیرید.
اگر مجبورید از فلش استفاده کنید آن را صحیح بکار گیرید

همانطور که پیش تر گفتیم استفاده از فلش باعث بروز برخی از مشکلات در عکس می شود و در کل استفاده از آن باعث از بین رفتن برخی از جزئیات تصویر می گردد. فلش همچنین باعث قرمز شدن چشم انسان در عکس نیز می گردد. در کل بهتر است تا جای ممکن از فلش دوربین استفاده نکنید. اما بعضی اوقات چاره ای ندارید و برای گرفتن عکس های بهتر مجبور به استفاده از نور فلش می شوید.


اگر مجبور به استفاده از فلش هستید بهتر است که از فلش های جداگانه مجهز به فیلتر نرم کننده نور استفاده کنید. اگر به فلش جداگانه دسترسی ندارید باز هم می توانید با قرار دادن یک برگه سفید در مقابل فلش دوربین شدت و تندی نور آن را کم کنید. این کار باعث پخش شدن نور و کاهش شدت روشنایی آن می شود اما منجر به اعمال کمتر تغییرات در عکس و ضبط جزئیات بیشتر می شود. در مجموع مزایای پوشاندن فلش با یک کاغذ سفید بر معایب آن سنگینی می کند.

اگر از یک فلش بزرگ قابل تنظیم استفاده می کنید آن را طوری جابجا کنید که تابش آن به سمت سقف انجام شود. این کار باعث تابش غیر مستقیم نور و پخش نور به کل محیط و عدم از بین رفتن جزئیات تصویر به دلیل تابش مستقیم می شود. این یکی از ساده ترین ترفندهای استفاده از فلش های بزرگ در عکاسی است.
لنزهای خود را تمیز نگاه دارید

این موضوع ممکن است به نظر بدیهی برسد اما گرد و غبار و لکه ها باعث خراب شدن عکس می شوند. تمیز کردن صحیح لنز دوربین واقعا اهمیت دارد. در بسیاری از شرایط با استفاده از یک پارچه نرم و نمناک کردن آن با کمی آب به خوبی می توان لنز دوربین را تمیز کرد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 0:1  توسط شهکام جولایی | 
رشته ی عکاسی چگونه رشته ای است؟

 

خلق یک عکس با عکس گرفتن تفاوت دارد. یک عکس مطلوب که بتوان آن را در قالب یک رشته دانشگاهی در آورد مختصات خاص خود را دارد. انتقال بسیاری از مفاهیم بصورت عکس امکان پذیر است.گرچه دوربین‌های اتوماتیک دیجیتالی به سرعت در بین عکاسان راه خود را باز کرده‌اند ولی ما باید آنچه در این زمینه در دانشگاه تدریس می‌شود را به‌ خوبی بشناسیم.
بنیان و اساس عکاسی فیزیک و شیمی است. فیزیک درباره ساخت و کاربرد وسایل اپتیک و اثر عدسی‌ها و شیمی درباره مواد حساس و واکنش‌های شیمیائی عکاسی بحث می‌کند.
تحصیل کرده رشته عکاسی اکنون دستیار سایر رشته‌های علمی و فنی و شاخه‌های گوناگون هنری تجسمی و حتّی بیان ادبی شده است.
وجود عکس در تبلیغات، صنعت، روزنامه‌نگاری، مقاله نویسی در زمینه‌های مختلف علوم پزشکی، فیزیک، جانور شناسی، سینما، نجوم، سند تاریخی، اجتماعی، خبررسانی، حربه سیاسی کاربرد بی‌سابقه دارد به عبارت دیگر عکس شیوه دیگر دیدن است.
زمان تدریس هر واحد درسی از نوع نظری 1 ساعت در هفته، عملی 2 ساعت در هفته، کارگاهی 3 ساعت در هفته است.
اطلاعات عمومی در زمینه‌هایی همچون نقاشی ایران و جهان، مینیاتور، نقاشی مدرن و کلاسیک، رنگ‌ها و ترکیب‌های رنگی، درک تصویری، معماری ایران و جهان، تئاتر و سینما، موسیقی و فیزیک و شیمی مفید خواهد بود.
لازم به ذکر است وسائل عکاسی بسیار گرانقیمت است که لازم است هنگام انتخاب رشته دقت شود.
صنعت بازارکار

فارغ‌‌التحصیلان این رشته می‌‌توانند در نهادهایی که عهده‌ دار تبلیغات و ارتباط جمعی هستند( خبرگزاری جمهوری اسلامی، صدا و سیما، مطبوعات، مؤسسات تبلیغاتی و انتشاراتی و...) به عنوان خبرنگار و عکاس و یا در مراکز علمی، هنری و صنعتی در کنار کارشناسان و متخصصان علوم مختلف به عکاسی در زمینه‌های تخصصی بپردازد،
همچنین می‌توانند به کار در کارگاهها و آتلیه‌های خصوصی عکاسی مشغول شوند. تدریس نظری و عملی عکاسی نیز از دیگر اشتغالات آنها خواهد بود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 23:56  توسط شهکام جولایی | 

عکاسی حرفه ای از منظره

تپه ها و دره ها، جنگل های دل انگیز، سواحل ناهموار و علفزارهای بهاری مزین به نقاط رنگارنگ، همگی می توانند به وضوح سوژه هایی عالی برای عکاسان منظره باشند که اغلب عکس هایی به شدت احساسی و الهام بخش از آنها در می آید.

 

با این حال دستور العمل موفقیت در این کار چندان واضح و آسان نیست، به همین دلیل هدف ما اینجا در مدرسه عکاسی دیجیتال، این است که فهرستی از مهم ترین مواد لازم برای ثبت آن مناظر فریبنده را به شما ارائه کنیم:

 

گام اول: یافتن نقطه مناسب

برای آن که در جستجوی محل مورد نظر بنزین کمتری بسوزانید، باید کارهایی را به عنوان آماده سازی قبلی انجام دهید. درباره مناطق نزدیک و دور افتاده از طریق اینترنت، کتابخانه یا دفتر اطلاعات توریستی محلی تحقیق کنید تا ببینید چه عکس هایی از محل گرفته شده و تصمیم بگیرید که چگونه می توانید آنها را بهتر کنید. هیچ خجالتی ندارد که عکس های عکاسانی را که آنها را تحسین می کنید یا الهام بخش شما هستند، نگاه کرده و سعی کنید از دستاوردهای آنها چیزی بیاموزید.

همچنین می توانید منابع مربوط به پیاده روی، کمپینگ، کوه نوردی، دوچرخه سواری و قایقرانی و بسیاری از فعالیت های دیگری که در فضای باز انجام می شوند را هم نگاه کنید، چرا که محتمل است در آنها به مناطق خوش منظره و جذاب اشاره شده باشد. با عکاسان دیگر شخصا یا از طریق فروم ها صحبت کنید و از آنها در مورد این که چه مکان هایی را برای عکاسی انتخاب و از چه مکان هایی اجتناب کنید مشاوره بخواهید. هنگامی که فهرست کوتاهی از مکان هایی که باید آنها را دید تهیه کردید، وقتش است که سفری به این محل ها داشته باشید و پتانسیل های آنها را از نزدیک مورد قضاوت قرار دهید.

 

 

گام دوم: نور مناسب

نور مناسب می تواند یک منظره را دگرگون کند و بسته به اندازه صحنه، محتمل است که شما به یک منبع نوری واضح متکی شوید: خورشید. بسیاری از عکاسان منظره بر این باورند که بهترین نور، روشنایی صبح زود است، پنجره ای که حدود یک ساعت قبل و بعد از طلوع خورشید به روی شما گشوده می شود. بقیه استدلال می کنند که نور هنگام غروب رنگ آمیزی بانشاط تری پدید می آورد، در حالی که بعضی هم معتقند که خورشید زمستان بهترین نور برای عکاسی در ساعات میانی روز است.

هر نوری را که ترجیح می دهید، جوری عکس بگیرید که نور پشت سر شما یا در کنار شما باشد، سپس بهترین موقعیت و تنظیمات را پیدا کرده و منتظر شروع نمایش باشید. با در نظر داشتن اینها، یک صندلی راحت، فلاسک یا نوشیدنی گرم و همین طور لباس های گرم را بردارید و به راه بیفتید. بازنگری آن مکان خاص در طلوع یا غروب خورشید می تواند بسیار مفید باشد، به ویژه اگر مسافت زیادی را برای رسیدن به آنجا می پیمایید.

 

گام سوم: ترکیب بندی های خلاقانه

زمینه ای منفرد که فاقد عناصر ترکیب بندی باشد، مسلما صحنه ای کسل کننده خواهد بود، بنابراین مناظر را نیز مانند سوژه های دیگر خود ترکیب بندی کنید. درباره این که چه چیزی برای بیننده جذاب است فکر کنید. در اطراف محل قدم بزنید تا نقاط جذاب را شناسایی کرده و راهکارهایی مانند قانون یک سوم ها، تقارن و نسبت طلایی را برای ترکیب بندی صحنه خود به کار ببرید.

به عناصر جغرافیایی پیش رویتان و نحوه تقاطعشان با یکدیگر توجه کنید. به عنوان مثال خط افق، شکل یک کوه یا یک دریاچه. در نظر داشته باشید که بین شما و نزدیک ترین خط یا شکل چقدر فاصله وجود دارد و تعیین کنید که این المان ها برای ایجاد بیشترین جذابیت باید کجا قرار بگیرند. آیا سایه ها یا انعکاس هایی وجود دارند که بتوانند به اندازه مناطق اصلی مورد استفاده قرار گیرند؟
دانلود فیلم آموزش عکاسی با تکنیک لانگ اکسپوژر

 

در پیش زمینه قدری جذابیت ایجاد کنید تا نگاه بیننده را به سمت عکس بکشد، یا از خطوط هدایت کننده مانند یک مسیر، رودخانه یا راه آهن برای هدایت چشم بیننده به سمت قاب تصویر استفاده کنید.

قبل از این که عکس بگیرید، از خود بپرسید: چه چیزی مرا به این تصویر علاقمند می کند؟ آیا این ترکیب بندی کاری برای من انجام می دهد؟ و در اینجا مناطق جذابیت اصلی تصویر کجا هستند و آیا من دارم آنها را به بهترین شکل خود به نمایش می گذارم؟

در صورت امکان بی طرف و عینی فکر کنید، این که شما در این صحنه چیز جالبی دیده اید به تنهایی کافی نیست. آیا کس دیگری قادر خواهد بود به اندازه کافی با آن ارتباط برقرار کند تا آن را جالب و جذاب بیابد؟

نهایتا، این که شما از منظره عکاسی می کنید دلیل نمی شود که تنها خود را به فرمت منظره (فرمت افقی) محدود کنید، فرمت های دیگر را هم آزمایش کنید!

 

گام چهارم: تنظیمات ایده آل

سه پایه خود را در ارتفاعی تنظیم کنید که بهترین پرسپکتیو را در اختیار شما قرار دهد. اگر خیلی پایین باشد، صحنه مسطح به نظر خواهد رسید و اگر بیش از حد بالا باشد، پرسپکتیو ممکن است در پیش زمینه نامتوازن و مورب شود. چسباندن یک کیسه سنگ یا حتی کوله پوشتی تان به ستون میانی سه پایه، راه خوبی برای محکم کردن آن است، چرا که این احتمال وجود دارد که وزش ناگهانی باد، ثبت عکس های شما را دچار اشکال کند. اگر سه پایه شما سطح تقسیم دارد، برای اطمینان از راست بودن ترکیب بندی از آن استفاده کنید و DSLR را نیز تا جای ممکن محکم کنید.

تکنولوژی کاهش لرزش لنز خود را خاموش کرده و ISO دوربین را پایین بیاورید، مثلا ۱۰۰ یا ۲۰۰٫ اگر برای عکاسی در حالت دستی به خود مطمئن هستید، استفاده از نوردهی طولانی تر را در دستور کار قرار دهید، مخصوصا هنگام سپیده دم یا غروب که نور کم است. این نوردهی های طولانی، فراز و فرود و جریان آب دریا و رد حرکت ابر ها در آسمان را تار خواهد کرد که تصویری با حال و هوای لطیف و یا اثیری و ترسناک ایجاد می کند.

اگر نور قوی تر است یا در ساعات میانی روز عکس می گیرید، می توانید از فیلتر برای کاهش ورود نور به لنز استفاده کنید تا به نوردهی های طولانی برسید.

 

استفاده از Aperture Priority فرصت بازی با عمق میدان را در اختیار شما می گذارد، برای گرفتن یک عکس واضح با دامنه گسترده و با فوکوس از یک صحنه، از دیافراگمی با فاصله کانونی بین f11 تا f22 استفاده کنید. اگر می خواهید خلاقیت به خرج دهید، می توانید از دیافراگم گسترده تری استفاده کرده و عمق میدان کمتری به دست آورید و با این کار به طور خاص بر جذابیت پیش زمینه تمرکز کنید.

عکس هایی که گرفته اید را به وسیله قابلیت بازپخش دوربین بازبینی کنید، روی عکس ها زوم کنید تا مطمئن شوید جزییات واضح و رنگ ها دقیق هستند، هیستوگرام را نیز برای تایید نوردهی بررسی کنید.

توصیه می شود که در حالت RAW عکاسی کنید، البته اگر دوربین شما چنین امکانی دارد و کارت حافظه شما می تواند آن را در خود جای بدهد.

بعدا در نرم افزار های ویرایشی کنترل بیشتری روی کنتراست، رنگ و نوردهی خواهید داشت و می توانید عکس منظره خود را بی نقص ساخته و به توان بالقوه خود به عنوان یک عکاس منظره دست پیدا کنید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 23:52  توسط شهکام جولایی | 
 


عکاسی در لغت به معنای روش عکاسی و عکسبرداری است و همچنین به عمل و شغل عکاس نیز گفته می‌شود. این هنر در اکثر زبان‌های جهان فتوگرافی خوانده می‌شود که ترکیبی از دو کلمهٔ یونانی فتو به معنی نور و گرافی به معنی ثبت یا نگارش است بنابراین، فتوگرافی به معنای نقش کردن با نور است

عکاسی یعنی ثبت و ایجاد یک تصویر؛ که در دو مرحله انجام می‌شود: نخست، بدست‌آوردن تصویر به وسیلهٔ دوربین و ثبت آن روی نگاتیو (فیلم) یا گیرنده تصویر الکترونیکی و دوم، ظاهر کردن تصویر مخفی حاصل از دوربین عکاسی و پایدارکردن آن در این فرایند، دریافت و ثبت نور بر روی یک سطح حساس به نور، مانند نگاتیو یا گیرنده تصویر، باعث می‌شود الگوهای نوری بازتابیده شده یا ساطع شده از اشیا بر روی سطح حساس به نور (نقره کلرید یا گیرنده) تأثیر گذارد و باعث ثبت تصاویر گردد.

عکاسی دارای سه جنبهٔ علمی، صنعتی و هنری است؛ به‌عنوان یک پدیدهٔ علمی متولد شد، به‌شکل یک صنعت گسترش یافت و به عنوان هنر تثبیت شد عکاسی توسط یک فرد کشف و تکمیل نشده‌است، بلکه نتیجهٔ تلاش بسیاری از افراد در زمینه‌های مختلف و اکتشافات و نوآوری‌های آنان در طول تاریخ است و سال‌ها قبل از اختراع عکاسی، اساس کار دوربین عکاسی وجود داشته‌است اما اولین تصویر لیتوگرافی نوری در سال ۱۸۲۲ میلادی توسط مخترع فرانسوی، ژوزف نیسه فور نیپس تولید شد و پس از آن توانست عکسی دائمی از طبیعت به نام اصطبل و کبوترخانه را خلق کند. او با همکاری لوئی داگر، آزمایش‌هایی را بر ترکیبات نقره براساس یافته‌های یوهان هاینریش شولتز انجام دادند و داگر در سال ۱۸۳۷ توانست روش داگرئوتایپ را اختراع کند.

تئوری عکس رنگی سه‌رنگ، توسط جیمز کلرک ماکسول در سال ۱۸۵۵ پیشنهاد شده بود. برپایهٔ نظریهٔ او، نور مرئی از سه رنگ اساسی قرمز، سبز و آبی، تشکیل شده‌است. پس فیلمی از سه لایه ساخت که هر لایهٔ آن نسبت به یکی از سه رنگ‌های اولیه حساس بود و توانست نخستین عکس‌رنگی را در سال ۱۸۶۱ به ثبت برساند.

جورج ایستمن در سال ۱۸۸۴ میلادی فیلم رول را که فیلمی از جنس پلاستیک آغشته به امولسیون ژلاتینی است را ابداع کرد و با ساخت دوربین جعبه‌ای در سال ۱۸۸۸، عکاسی را برای مردم عادی مقرون به صرفه نمود و تحول مهمی در عکاسی ایجاد کرد. ادوین لند نوعی دوربین آنالوگ ظهور فیلم فوری موسوم به دوربین پولاروید را اختراع کرد که بلافاصله پس از عکسبرداری، نسخهٔ چاپ‌شدهٔ عکس را پرینت می‌کردند و عکس گرفته‌شده یک دقیقه بعد و در مدل‌های جدیدتر تا چند ثانیه بعد، قابل رویت بود.

در عکاسی آنالوگ، باید تمامی تدبیرات اعمّ از: اصلاح رنگ، نور و کنتراست را قبل از نوردهی انجام داد. چون تقریباً بعد از نوردهی و ظهور فیلم، در این خصوص کار زیادی نمی‌شود انجام داد. ظهور در عکاسی به معنای مواجهه دادن فیلم عکاسی یا کاغذ عکاسی با مواد شیمیایی است که باعث تبدیل شدن فیلم به یک تصویر منفی (نگاتیو) یا مثبت (اسلاید)، و یا کاغذ به تصویر عکس می‌شود در حالی که عکاسی دیجیتال به فرایند ثبت تصاویر به وسیلهٔ دریافت و ثبت نور برروی سطح حساس به نور سنسور الکترونیکی گفته می‌شود. الگوهای نوری بازتابیده شده یا ساطع شده از اشیاء بر روی سطح حساس به نور سنسور تأثیر می‌گذارد و باعث ثبت تصاویر می‌گردد.


عکاسی توسط یک فرد کشف و تکمیل نشده‌است، بلکه نتیجهٔ تلاش بسیاری از افراد در زمینه‌های مختلف و اکتشافات و نوآوری‌های آنان در طول تاریخ است.

نحوهٔ کارکرد دوربین سوراخ سوزنی.

سال‌ها قبل از اختراع عکاسی، اساس کار دوربین عکاسی وجود داشته‌است؛ موزی، ارسطو و اقلیدس در سدهٔ ۵ و ۴ پیش از میلاد نحوهٔ کارکرد دوربین سوراخ سوزنی را شرح داده‌بودند. در یونان باستان عقیده بر این بود که نور از چشم به سمت اشیا می‌تابد و بازتاب آن باعث دیدن می‌شود. ارسطو و اقلیدس با استفاده از تئوری سوراخ‌سوزنی تلاش کردند خلاف آن نظریه را ثابت کنند؛ آن‌ها در پشت دوربین‌های سوراخ سوزنی صفحه‌ای نیمه‌مات قرار می‌دادند تا تصویر بازتاب‌شدهٔ روی آن با چشم دیده شود در قرن ششم میلادی، آنتمیوس در آزمایش‌های خود از دوربین تاریکخانه‌ای استفاده کرد.

ابن هیثم تئوری دوربین سوراخ سوزنی را گسترش داد و در مشاهدات خورشید گرفتگی خود از وسیله‌ای به نام «جعبه تاریک» استفاده کرده بود. او برای نخستین‌بار از دوربین سوراخ سوزنی و دوربین تاریکخانه‌ای در آزمایش‌هایش جهت بررسی خواص نور پرداخت آلبرتوس ماگنوسدر قرن سیزدهم میلادی نیترات نقر و ژرژ فابریسیوس نقره کلرید را کشف کرد و دانیل باربارو[پانویسدر سال ۱۵۶۸ میلادی نحوهٔ عملکرد دیافراگم و کارکرد عدسی در دوربین تاریکخانه‌ای را شرح داد ویلهلم هومبرگ در سال ۱۶۹۴ میلادی توضیح داد که نور چگونه برخی از مواد شیمیایی را تاریک می‌کند و در سال ۱۸۰۲ میلادی توماس وجوود[پانویس ۶] انگلیسی توانست بر روی سطح‌های حساس شده با نیترات نقره تصویر شفافی به دست آورد

اتاق تاریک منجر به تکامل عکاسی و پیدایش دوربین عکاسی شد. اتاق تاریک عبارت از اتاقی بدون پنجره‌است که به جز روزنه‌ای که بر یکی از دیوارهای اتاق تعبیه شده، هیچ نوری به آن وارد نمی‌شود. تصاویر یا چشم‌اندازهای روبه‌روی روزنه به صورت وارونه بر دیوار روبرویش بازتاب می‌یابد که قابل دیدن است. بعضی از نگارگران از تصاویر بازتاب یافته به عنوان الگوی نقاشی استفاده می‌کردند. بعدها این اتاق تاریک در ابعاد کوچک‌تر تبدیل شد به دوربین عکاسی شد یعنی در برابر روزنه‌ای که وجود داشت مادهٔ حساس به نور قرار می‌دادند تا تصاویر بازتابش یافته، ثبت و ضبط شوند.

نخستین عکس ثبت‌شده در تاریخ توسط ژوزف نیسفور نیپس.

اولین تصویر لیتوگرافی نوری در سال ۱۸۲۲ میلادی توسط مخترع فرانسوی، ژوزف نیسه فور نیپس[پانویس ۷] تولید شد اما در هنگام رونوشت‌برداری از بین رفتاما نیپس در سال ۱۸۲۶ دوباره توانست عکسی دائمی از طبیعت به نام اصطبل و کبوترخانه را خلق کند. ولی زمان نوردهی این عکس هشت ساعت بود که زمان بسیار درازی است، و مشکل دیگر هم این بود که تصویر نگاتیو بود یعنی هرچه سفید بود را سیاه هرچه سیاه بود را سفید نشان می‌داد. به همین دلیل او به دنبال یافتن فرایند بهتری بود و با همکاری لوئی داگرزمایش‌هایی را بر ترکیبات نقره براساس یافته‌های یوهان هاینریش شولتز[پانویس ۹] در سال ۱۸۱۶ میلادی انجام دادند؛ در آن سال شولتز مشاهده کرد که مخلوطی از نیترات نقره و گچ در مقابل نور، تیره می‌شوند

یک عکس داگرئوتیپ که توسط لوئی داگر عکسبرداری شده.

نیپس در سال ۱۸۳۳ میلادی درگذشت؛ ولی داگر در سال ۱۸۳۷ توانست روش داگرئوتایپرا اختراع کند. داگرئوتایپ بدین‌گونه بود که به صفحه‌ای نقره‌ای مدتی بخار ید داده تا نسبت به نور حساس شود، سپس آن را درون یک دوربین جعبه‌ای گذاشته و با برداشتن عدسی حدود ۱۵ تا ۳۰ دقیقه نور از شی موردنظر به صفحهٔ نقره‌ای تابانده می‌شد. برای ظهور تصویر، صفحه را در محلول جیوه با حرارت ۶۵ درجه قرار می‌داد تا با چسبیدن ذرات نقره و جیوه، عکس بوجود آید؛ سپس صفحه را در آب سرد فرو می‌برد تا سطح آن پایدار گردد، در نهایت صفحه را در آب‌نمک (سدیم کلرید) قرار می‌داد و تصویر ظاهر می‌شد. یکی از مشکلات روش داگرئوتایپ این بود که فقط می‌شد یک نسخهٔ پوزیتیو یا مثبت (عکس دائمی) از سوژه ثبت کرد.

این عکس در سال ۱۸۴۹ به روش کالوتایپ برداشته شده.

در سال ۱۸۳۵ میلادی، چند ماه پس از اینکه نتیجهٔ آزمایش‌های لوئی داگر اعلام شد، شیمی‌دان انگلیسی، هنری فاکس تالبوت  گزارشی از روند عکاسی خود که آن را «طراحی نوری» نامیده بود منتشر کرد؛ تالبوت این روش را در سال ۱۸۳۵ میلادی ابداع کرده بود اما آن را مخفی نگه داشت و روش خود را کامل و در سال ۱۸۴۰ با عنوان کالوتایپ معرفی کرد در این روش، به‌جای استفاده از صفحات فلزی، از کاغذ حساس‌شده به نیترات نقره با ترکیبی از سدیم کلرید و اسید گالیک استفاده کرد. کاغذ حساس‌شده به مدت دو دقیقه نوردهی می‌شد و پس از آن یک تصویر پنهان بوجود می‌آمد که آن‌را با استفاده از پتاسیم یدید و سدیم سولفات به صورت نگاتیو (منفی) در اندازه‌های کوچکتر ثبت می‌کرد سپس با استفاده از آن می‌شد نسخه‌های دائمی فراوانی در اندازه‌های مختلف تهیه کرد؛ تا پیش از این عکاسان مجبور بودند صفحهٔ حساس را به اندازهٔ شی موردنظر بسازند و امکان تغییر در اندازه وجود نداشت. تا سال ۱۸۶۰ میلادی روش داگرئوتایپ به کلی منسوخ شد و عکاسی مبتنی بر نسخه‌های نگاتیو و پوزیتیو جایگزین آن شد. در سال ۱۸۳۹ جان هرشل با استفاده از سدیم تیو سولفات روشی را برای تهیهٔ نسخهٔ نگاتیو روی شیشه ابداع کرد که به‌مرور جایگزین نگاتیوهای کاغذی شد

نخستین عکس رنگی از یک رویان که در سال ۱۸۶۱ توسط جیمز کلرک ماکسول عکسبرداری شده.

تئوری عکس رنگی سه‌رنگ، توسط جیمز کلرک ماکسول فیزیکدان انگلیسی در سال ۱۸۵۵ پیشنهاد شده بود. برپایهٔ نظریهٔ او، نور مرئی از سه رنگ اساسی قرمز، سبز و آبی، تشکیل شده‌است. پس فیلمی از سه لایه ساخت که هر لایهٔ آن نسبت به یکی از سه رنگ‌های اولیه حساس بود و توانست نخستین عکس‌رنگی را در سال ۱8۶۱ به ثبت برساند

بالاخره در سال ۱۸۷۴، یک شرکت انگلیسی اولین شیشه‌های خشک عکاسی را به بازار عرضه کرد و عکاسی جنبهٔ عملی به خود گرفت. اما حمل و نقل مقدار زیادی شیشه، از لحاظ سنگینی و شکنندگی، یکی از مشکلات پیش روی بود تا اینکه در سال ۱۸۷۱ ریچارد مادوکس، فیزیکدان و عکاس انگلیسی با ابداع فیلم عکاسی ژلاتینی، زمان عکسبرداری را کوتاه کرد و جابه‌جایی فیلم‌های عکاسی را راحت نمود که نقطهٔ عطفی در تاریخ عکاسی محسوب می‌شود


جورج ایستمن آمریکایی در سال ۱۸۸۴ میلادی فیلم رول را که فیلمی از جنس پلاستیک آغشته به امولسیون ژلاتینی است را ابداع کرد و با ساخت دوربین جعبه‌ای در سال ۱۸۸۸، عکاسی را برای مردم عادی مقرون به صرفه نمود و تحول مهمی در عکاسی ایجاد کرد؛ شعار تبلیغاتی کمپانی کداک برای دوربین‌هایش چنین بود که «شما دکمه را فشار دهید، بقیه‌اش را ما انجام می‌دهیم.»


در نوامبر ۱۹۴۸ ادوین لند نوعی دوربین آنالوگ ظهور فیلم فوری موسوم به دوربین پولاروید را اختراع کرد که بلافاصله پس از عکسبرداری، نسخهٔ چاپ‌شدهٔ عکس را پرینت می‌کردند و عکس گرفته‌شده یک دقیقه بعد و در مدل‌های جدیدتر تا چند ثانیه بعد، قابل رویت بود تصاویر دیجیتال در دههٔ ۱۹۶۰ میلادی و در جریان پیاده‌کردن انسان در ماه، تکامل پیدا کرد. دستگاه‌های گیرندهٔ امواج آنالوگ، اطلاعاتی که در مورد عکس از فضا ارسال می‌شد را بسیار دشوار دریافت می‌کردند. با دیجیتالیزه سیگنالها و تقویت آن‌ها، پارازیتها حذف می‌شدند و تصاویر واضح بدست می‌آمد

پیدایش عکاسی و رواج روش‌های گوناگون این فن در ایران، با اختلاف حدود سه سال از اعلام موجودیت عکاسی در فرانسه روی داده‌است. اختراعات و انواع ابزار و تجهیزات عکاسی دو تا سه سال پس از اینکه به بازار می‌آمد بطور هدیه بدست پادشاه ایران می‌رسید. نخستین دستگاه‌های عکاسی به روش داگرئوتایپ، به درخواست محمد شاه قاجار از کشورهای روسیه و انگلیس به دربارِ ایران وارد شد و در اواسط دسامبر سال ۱۸۴۲ میلادی (پایان آذر سال ۱۲۲۱ خورشیدی) نخستین عکسبرداری در ایران انجام گرفت.


هر چند از اول، عکاسی بر پایه آنالوگ بنا شده بود، ولی این صفت، بعد از ظهور عکاسی دیجیتال و بخاطر ایجاد وجه تمایز به این نوع عکاسی اضافه گردید. در این سیستم چنانچه در بخش تاریخ عکاسی بصورت مفصل آمده‌است، تلاش‌های زیادی برای ثبت و ثابت‌سازی تصویر صورت گرفته‌است. از شیشه‌های خیس کلودیونی، شیشه خشکی که انگلیسی‌ها آن را ابداع کردند و بالاخره فیلم ژلاتینی که بوسیله ریچارد مادوکس وارد دنیای عکاسی شدند، همه و همه جزو تلاش‌های بشر برای ثبت تصویر بوده‌است.

برای بدست آوردن بهترین نتیجه، در عکاسی آنالوگ، باید تمامی تدبیرات اعمّ از: اصلاح رنگ، نور و کنتراست را قبل از نوردهی انجام داد. چون تقریباً بعد از نوردهی و ظهور فیلم، در این خصوص کار زیادی نمی‌شود انجام داد. هر چند روش‌هایی در کارهای تاریکخانه‌ای متداول می‌باشد، ولی چون پایه ثابت است، این تغییرات هم جزئی خواهد بود

ظهور در عکاسی به معنای مواجهه دادن فیلم عکاسی یا کاغذ عکاسی با مواد شیمیایی است که باعث تبدیل شدن فیلم به یک تصویر منفی (نگاتیو) یا مثبت (اسلاید)، و یا کاغذ به تصویر عکس می‌شود. این اولین مرحلهٔ ظهور در مورد فیلم و کاغذ است. هدف از ظهور این است که تصویر موقتی که روی فیلم یا کاغذ عکاسی نقش بسته را تبدیل به یک تصویر دائم، قابل دیده شدن، و غیر حساس به نور بکند. توقف، ثبوت و شست‌وشو، مراحل بعدی بدست آوری تصویر ثابت است


ظهور فیلم سیاه و سفید

شخصی در حال ظهور یک عکس سیاه و سفید.
نوشتار اصلی: ظهور فیلم سیاه و سفید
در ظهور فیلم عکاسی، چه سیاه و سفید، چه رنگی، که یک احــیاء شیمیایی اســت، ذرات نوردیده برمید نقره به فلز نقره سیاه متالیک تبدیل شده و نگاتیو را بوجود می‌آورند نتیجه بدست آمده از ظهور را، از آن جهت نگاتیو می‌نامند که با صحنهٔ عکاسی رابطه عکس دارد. یعنی قسمت‌هایی از صحنه عکاسی که روشن هستند، در نتیجهٔ بدست آمده از ظهور، تیره ثبت می‌شوند و بالعکس چاپ تماسی یا آگراندیسوری نگاتیو بر روی کاغذ عکاسیِ نگاتیو، نتیجه مثبت بدست می‌دهد.
ظهور ریورسال، برای بدست آوردن نتیجه مثبت (پزتیو) اجراء می‌شود.  معمولاً حاصل کار این نوع ظهور را اسلاید می‌نامند.
در بین مراحل ظهور ریورسال سیاه سفید یک مرحله نور دادن وجود دارد. برای اینکه این مرحله بصورت کامل و عاری عیب و نقص صورت بگیرد، قرقره تانکهای ظهور باید کاملاً شیشه‌ای باشد، تا سایه بوجود آمده از آن باعث خراب شدن نتیجه نگردد.
ظهور فیلم رنگی
ظهور فیلم رنگی از نظر دما به مراتب حساس‌تر از ظهور فیلم سیاه و سفید است؟ با وجود لایه‌های حساس به رنگ در پایه این فیلم‌ها، تغییرات جزئی دما در حد نصف درجه سانتی‌گراد باعث بروز اعوجاج رنگ خواهد شد. در سیستم ظهور فیلم رنگی دما بصورت اتوماتیک بوسیله دستگاه ظهور تنظیم و ثابت نگه داشته می‌شود. با ظهور مداوم، که در لابراتوارهای بزرگ انجام می‌گیرد، ثابت نگه داشتن قدرت احیاکنندگی داروی ظهور اهمیت بسزایی دارد. این کار معمولاً با داروهای تقویتی که با علامت R مشخص مشوند، صورت می‌گیرد. داروهای تقویتی را بر حسب سانتیمتر مربع از ظهورهای صورت گرفته به داروی اصلی می‌افزایند.
در ظهور ریورسال رنگی، بر خلاف ریورسال سیاه و سفید مرحله نوردهی مجدد در کار نیست. ظهور دوم بلافاصله بعد از بلیچ صورت می‌گیرد. پایه فیلم ریورسال رنگی نیز بر خلاف سایر فیلم‌های رنگی (نور روز و نور شب) شفاف است.

داروهای ظهور ریورسال رنگی، قبلاً انواع متفاوتی داشتند و ظهور آنها فقط در کارخانه سازنده آن امکان داشت. در بستهٔ هر فیلم ریورسال، یک پاکت به آدرس کارخانهٔ سازنده آن فیلم وجود داشت که هزینه پستی آن نیز توسط خود کارخانه تقبل شده بود. بعد از نوردهی فیلم داخل آن پاکت قرار داده شده و ارسال می‌گردید. کارخانه، فیلم را ظاهر و به آدرس عکاس ارسال می‌نمود.

استفاده همه‌گیر فیلم‌های ریورسال موجب بوجود آمدن داروی واحدی به نام ئی-۶ گردید. فعلاً تقریباً تمامی فیلم‌های ریورسال رنگی با این دارو قابل ظهور هستند


یک سنسور CMOS.

عکاسی دیجیتال به فرایند ثبت تصاویر به وسیلهٔ دریافت و ثبت نور برروی سطح حساس به نور سنسور الکترونیکی گفته می‌شود. الگوهای نوری بازتابیده شده یا ساطع شده از اشیاء بر روی سطح حساس به نور سنسور تأثیر می‌گذارد و باعث ثبت تصاویر می‌گردد.

آسانی نسبی استفاده، سرعت بالای بازدید، انتقال و چاپ و نیز در بسیاری از موارد، کیفیت برتر، تعدادی از ویژگی‌های متمایزکنندهٔ عکاسی دیجیتال هستند.

نحوهٔ عملکرد الگوی بایر.

در عکاسی دیجیتال، سنسور (حسگر) وظیفهٔ ثبت تصویر را برعهده دارد و هیچکدام از سنسورها بصورت مستقیم قادر به شناسایی رنگ‌ها نیستند و فقط می‌توانند شدت روشنایی نور را ثبت کنند. هر سنسور از میلیون‌ها سنسور ریز حساس به نور تشکیل شده و هرکدام از این حسگرهای ریز قالباً یک پیکسل از عکس نهایی را ثبت می‌کند. سازندگان این سنسورها با قرار دادن فیلترهای سرخ، سبز و آبی (رنگ‌های اولیه) روی تک تک آنها با استفاده از الگوهایی مانند الگوی بایر [پانویس می‌توانند به پردازشگرهای دوربین قابلیت آن را بدهند که با کمک الگوریتم‌های درون‌یابی (اینترپولیشن) و مقایسه ارقام ثبت شده توسط ریز سنسورهای مجاور، رنگ واقعی هر پیکسل را حدس بزنند. دوربین‌هایی که قابلیت ذخیرهٔ عکس را بصورت خام دارا هستند، اجازه می‌دهند که این بخش نهایی شناسایی رنگ‌ها روی رایانه شخصی انجام شود و این به کاربران اجازه می‌دهد که آزادی بیشتری در ویرایش عکس نهایی داشته باشند

یکی از خصوصیاتی که در بازاریابی دوربین‌های دیجیتال بر آن تاکید می‌شود تعداد کل پیکسل‌های یک دوربین است. این رقم که با واحد مگاپیکسل یا میلیون پیکسل شمارش می‌شود، از راه ضرب تعداد پیکسلهای افقی و عمودی یک سنسور محاسبه می‌شود.

برای مثال، دوربینی که حسگری دارای ۳هزار پیکسل افقی و ۲هزار پیکسل عمودی باشد، یک دوربین ۶ مگاپیکسلی خواهد بود. با وجود آنکه این رقم در برخی موارد می‌تواند شاخص خوبی برای مقایسه کیفیت تصویر دوربین‌های دیجیتال باشد، این رقم در اکثر موارد می‌تواند گمراه کننده نیز باشد. کیفیت نهایی یک تصویر دیجیتال موثر از متغیرهای بیشتری مانند نوع سنسور، مساحت سنسور، اندازه لنزهای ریز روی هر پیکسل و قدرت تمرکز لنز می‌باشد.

هیستوگرام (بافت‌نگار) به نموداری گفته می‌شود که فراوانی عناصری که در محور افقی آن قرار دارند را در محور عمودی نشان می‌دهد. هیستوگرام عکس، شدت نور را، از کمترین مقدار تا بیشترین مقدار، در محور افقی و تعداد پیکسل‌های هرکدام از آن‌ها را در محور عمودی نشان می‌دهد.

توجه به هیستوگرام، راه بسیار خوبی برای کنترل نوردهی دوربین و تصویر بوجود آمده‌است

بافت‌نگار به عنوان یک عملگر کاربردی مصطلح است و یکی از ابزارهای مفید و کارآمد در دوربین‌های عکاسی دیجیتال به شمار می‌رود

عکاسی نیز همچون دیگر هنرها و علوم، نیاز به ابزار و تجهیزات خاص خود دارد. برخی از ابزارها در ایجاد عکس نقش اساسی دارند و نبود آن‌ها فرایند عکسبرداری را ناممکن می‌سازد و بعضی دیگر به عکاس کمک می‌کنند تا علاوه بر سرعت عمل و صرفه‌جویی در زمان، تصویر بهتری را نیز ثبت کند.


دوربین آنالوگ طی سالیان طولانی از وضعیت ابتدایی خود که همان اتاق تاریک بود، تکمیل و به حالت فعلی در آمده‌است. اولین دوربین‌ها فاقد مسدودکننده و دیافراگم بودند. لنز آن دوربین‌ها کاملاً ابتدایی، و انحراف خطی شدید و سایه و یا تاریکی در گوشه‌ها داشتند. لزوم مسدود کننده از زمانی احساس گردید که سرعت مواد حساس عکاسی (نورگیری) افزایش یافت و زمان نوردهی به کسری از ثانیه رسید. مسدود کننده‌ها در انواع مختلفی تولید شده و برای کارهای متعدد مورد استفاده قرار گرفتند. مسدودکننده‌های برگی در تمامی سرعت‌های فلاش کارایی داشتند، ولی سرعت آنها کم بود

یک مسدود کننده سطح کانونی با جهت حرکت عمودی

مسدود کننده‌های سطح کانونی هم با وجود سرعت بالا، در ثبت تصویر از سوژه‌های متحرک، بسته به جهت حرکت پره‌ها (افقی یا عمودی) تصویر را دچار اعوجاج می‌کردند. با ورود عکاسی به جامعه و دنیای خبر و ورزش، طلب برای سرعت‌های بالای مسدود کننده، برای ثبت وقایع سریع افزایش یافت. سرانجام کارخانه مینولتا در سال ۱۹۹۸ دوربین ماکسیوم ۹ خود را با سرعت مسدود کننده ۱/۱۲۰۰۰ ثانیه به جهان معرفی کرد، که خود انقلابی در این زمینه محسوب می‌شود.

فیلم عکاسی که عمده تاریخ عکاسی مربوط به پیدایش و تکامل آن می‌باشد، یک سطح حساس عکاسی است که از شیشه‌های کلودیونِ تر شروع و تا ورق شفاف پلاستیکی که از جنس پلی‌استر یا نیترو سلولوز یا سلولوز استات است ادامه پیدا کرده‌است. این ورق با یکی از هالیدهای نقره که اکثراً برومور نقره و یک ماده ژلاتینی که برای چسباندن نمک مورد نظر بر سطح ورقه پلاستیکی ساخته شده، بوجود می‌آید.

فیلم عکاسی دارای انواع گوناگونی است. از فیلم‌های عادی نور روز تا ریورسال‌های نور شب


دوربین دیجیتال یک دستگاه الکترونیکی است که برای گرفتن عکس و ذخیرهٔ آن، به‌جای فیلم عکاسی از حسگرهای حساس به نور معمولاً از دستگاه جفت‌کنندهٔ بار (CCD) یا نیم‌رسانای اکسید فلزی مکمل (CMOS) استفاده می‌کند و تصویر گرفته شده توسط سنسور، طی چند مرحله برای استفاده به حافظهٔ دوربین فرستاده می‌شود.

دوربین‌های دیجیتال همانند دوربین‌های آنالوگ دارای یک منظره‌یاب، لنز برای کانونی کردن تصویر بر روی یک وسیله حساس به نور، وسیله‌ای برای نگهداری و انتقال چند تصویر گرفته شده در دوربین و یک جعبه در بر گیرنده تمام این تجهیزات می‌باشد.

در دوربین دیجیتال فرایند ثبت تصویر با استفاده از حسگر تصویر در حافظه انجام می‌گیرد و اجازه می‌دهد که تصاویر در شکل دیجیتال ذخیره شوند و به سرعت و بدون نیاز به عملیات خاصی (نظیر عملیات شیمیایی بر روی فیلم) در دسترس باشند


مثالی کاربردی از رابطهٔ زاویه دید و فاصله کانونی
نوشتار اصلی: لنز (دوربین)

لنز استوانه‌ای حاوی مجموعه‌ای از عدسی است که نور را از خود عبور داده و به درون دوربین هدایت می‌کند و باعث می‌شود که تصویر به صورت واضح بر روی فیلم عکاسی یا گیرنده تصویر منعکس شود. کیفیت عکس، بیش‌تر به لنز بستگی دارد تا دوربین. لنز دوربین‌های کامپکت قابل تعویض نیستند، اما لنز دوربین‌های تک‌لنزی بازتابی (SLR) قابل تعویض‌اند.

قدرت و کیفیت لنزها به عوامل گوناگونی بستگی دارد که مهم‌ترین آن‌ها فاصله کانونی و عدد دیافراگم است. فاصله کانونی برحسب میلیمتر است و معرف زاویه دید لنز است. هرچه فاصله کانونی لنز کمتر باشد، لنز زاویه دید بازتری دارد و به اصطلاح لنز، وایدتر است و هرچقدر فاصله کانونی بیش‌تر باشد زاویه دید کوتاه‌تر خواهد بود.

انواع لنز به شرح زیر است:

لنزهای متداولنوع لنز فاصله کانونی کاربرد
لنز سوپر واید کمتر از ۲۱ میلیمتر عکاسی از مناظر و عکاسی معماری
لنز واید بین ۲۱ تا ۳۵ میلیمتر عکاسی از طبیعت و عکاسی معماری
لنز نرمال بین ۳۵ تا ۷۰ میلیمتر عکاسی روزمره و معمولی
لنز تله کوتاه بین ۷۰ تا ۲۵۰ میلیمتر عکاسی پرتره
لنز تله بلند بیش‌تر از ۳۰۰ میلیمتر عکاسی حیات وحش و عکاسی ورزشی


افزون بر لنزهای متداولی که نام برده شد، لنزهای دیگری نیز وجود دارد که کاربردهای ویژه و خاصی دارند:

لنزهای ویژهنوع لنز ویژگی کاربرد
لنز ماکرو بزرگنمایی زیاد عکاسی ماکر
لنز چشم ماهی زاویه دید ۱۸۰ درجه و فاصله کانونی ۶ تا ۱۶ میلیمتر ایجاد جلوه‌های ویژه تصویری
لنز اصلاح پرسپکتیو قابلیت چرخش به جوانب یا بالا و پایین عکاسی معماری

در دوربین‌های غیر SLR، نمی‌توان لنز را عوض کرد و در نتیجه، بزرگنمایی لنز محدود به بزرگنمایی اولیهٔ دوربین عکاسی خواهد بود. در دوربین‌های SLR امکان تعویض لنز وجود دارد ولی هزینهٔ آن زیاد است. روش دیگر این است که برای تغییر محدودهٔ بزرگنمایی و فاصله کانونی از مبدل استفاده کرد؛ مبدل‌ها انواع مختلف و کارکردهای گوناگونی دارند.[۷۹] که مهم‌ترین آن‌ها، مبدل‌های تله، حلقه گسترش فاصله کانونی و عدسی‌های درشت‌نما می‌باشند.

 

فلاش وسیله‌ای است که جهت نورپردازی صحنه‌های تاریک و کم نور و نقاطی که از شرایط نوری نامطلوبی برخوردارند، از آن استفاده می‌شود.

یک فلاش پیشرفتهٔ شرکت کانن.

فلاش یک منبع نور کوچک قابل حمل است که می‌تواند نوری قوی برای یک چندم ثانیه از خود بیرون دهد. فلاش‌ها معمولاً از طریق باتری یک بار مصرف یا قابل شارژ تغذیه می‌شوند ولی بعضی از آنها را می‌توان از طریق یک آداپتور به برق شهر نیز وصل نمود.

فلاش‌ها در حالت کلی، دو نوع کاربر دارند؛ یک کاربرد آن افزایش نور محیط در زمانی که نور اصلی برای عکاسی کافی نیست یا شرایط عکاسی را سخت می‌کند، است و کاربرد دیگر آن، اصلاح نور محیط در زمانی که نور اصلی کافی است، ولی ترکیب خوبی به وجود نمی‌آورد است.


فیلترها در عکاسی، صفحاتی از جنس شیشه، پلاستیک و یا ژلاتین با قاب فلزی و یا بدون قاب و بصورت ورقی هستند، که در جلوی دهانهٔ لنز یا منبع نور قرار داده می‌شوند. انتهای لنز دوربین‌های تک‌لنزی بازتابی، رزوه است و می‌شود فیلتر را به آن پیچ نمود

فیلترها انواع مختلفی دارند و هرکدام در شرایط خاصی مورد استفاده قرار می‌گیرد که از آن‌ها می‌توان به فیلتر فرابنفش (جهت جذب پرتو فرابنفش خورشی و محافظ فیزیکی لنز، فیلتر پولارایزر (جهت تغییر در نور و تاثیر بر کنتراست رنگ‌ها) فیلتر مادون قرمز (جهت عکاسی مادون قرمز)، فیلتر کاهنده نور (جهت کاهش شدت نور) و فیلتر اسکای‌لایت (جهت جلوگیری از نفوذ پرتو فرابنفش) اشاره کرد.

سه‌پایه

یک عکاس ورزشی در حال استفاده از تک‌پایه.

سه پایهٔ عکاسی، وسیله‌ای است که می‌توان دوربین را روی آن نصب کرد و به کمک آن عکس گرفت. یک استفادهٔ سه پایه، جلوگیری از لرزش دوربین در نوردهی‌های زیاد است. همچنین به‌وسیلهٔ سه‌پایه می‌توان از تار شدن عکس که بر اثر تکان‌خوردن احتمالی دوربین ایجاد می‌شود، جلوگیری کرد.
تک پایه تک‌پایه وسیله‌ای است که دوربین عکاسی به آن متصل می‌شود و لرزش را تا حدی از بین می‌برد. از تک پایه‌ها در عکاسی حیات‌وحش، عکاسی ورزشی، عکاسی از موزه‌ها و هنگامی که چرخش سریع دوربین در جهت افقی برای عکاسی مورد نیاز است، مانند ثبت عکس‌های پنینگ، بیشتر استفاده می‌شود.

عمق میدان

عمق میدان عبارت است از گستردگی محدوده‌ای که جلوتر یا عقب‌تر از سوژهٔ اصلی، فوکوس هستند و مقدار معینی از میدان دید لنز که در آن تصاویر بصورت کاملاً واضح ثبت می‌شوند هرچه فاصلهٔ سوژه از دوربین افزایش یابد، عمق میدان نیز افزایش خواهد یافت

تعادل رنگ سفید (به انگلیسی: White Balance) یا تعادل رنگ عبارت است از به روند اصلاح رنگ‌ها که در این روند تن رنگ سفید که ممکن است تمایل به برخی رنگ‌های دیگر داشته‌باشد تبدیل به سفیدِ کامل می‌شود و سایر رنگ‌ها نیز به تناظر آن، اصلاح می‌شوند


نوردهی

به مقدار نوری که به فیلم عکاسی یا گیرنده تصویر می‌رسد، نوردهی گفته می‌شود. این مقدار ترکیبی از نور موجود، عدد دیافراگم و سرعت شاتر است
فوکوس

به تنظیم فاصلهٔ سوژه تا دوربین فوکوس گفته می‌شود. اشیایی که در فاصلهٔ فوکوس یا نزدیک به آن قرار داشته باشند واضح و سایر اشیا، محو می‌شوند

تاثیر سرعت فیلم بر کیفیت عکس. تصویر بالا با ایزوی ۱۰۰ و تصویر پایین با ایزوی ۱۶۰۰ گرفته شده.
فاصله کانونی
نوشتار اصلی: فاصله کانونی عدسی

فاصله کانونی، به فاصلهٔ مرکز اپتیکی لنز و مرکز کانونی آن گفته می‌شود. این فاصله معمولاً برابر با فاصله فاصله مرکز اپتیکی و سنسور است و تغییر فاصله کانونی باعث افزایش و یا کاهش بزرگنمایی می‌شود هنگام افزایش بزرگنمایی روی یک شی، فاصله کانونی عوض می‌شود و هر چه سوژه دورتر باشد فاصلهٔ کانونی بیشتر می‌شود. در شرایط یکسان عکسی که با فاصله کانونی کمتر گرفته شده باشد، کیفیت بهتری دارد.
سرعت فیلم

سرعت فیلم یا ایزو عددی است که جهت اندازه‌گیری حساسیت فیلم عکاسی یا حسگرهای الکترونیکی استفاده می‌شود. در دوربین آنالوگ هرچه حساسیت فیلم بیش‌تر باشد نیاز به نور کمتری خواهد بود ولی کیفیت عکس‌ها نیز کاهش پیدا می‌کند. در دوربین دیجیتال، حساسیت دوربین، مقدار تقویت خروجی حسگر را تعیین می‌کند. هرچه خروجی بیشتر تقویت شود، نیاز به نور کمتر خواهد بود ولی افزایش تقویت، باعث افزایش نویز و در نتیجه کاهش کیفیت می‌شود
زاویه دید

زاویهٔ دید، زاویه‌ای است که لنز می‌تواند صحنهٔ روبه‌روی خود را ببیند؛ اگر خطی فرضی از لنز به دو انتهای منظره‌ای که دیده می‌شود ترسیم کنیم، زاویهٔ بین این دوخط، زاویهٔ دید خواهد بود. زاویهٔ دید را فاصلهٔ کانونی مشخص می‌کند و هرچه فاصلهٔ کانونی بیشتر شود، زاویهٔ دید کوچک‌تر و هرچه فاصلهٔ کانونی کمتر بشود، زاویهٔ دید بزرگ‌تر می‌شود.


یک عکس با ترکیب‌بندی و خطوط راهنمای مناسب

عکاسی مشتمل بر دو بخش هنر و مهارت است. ترکیب‌بندی از یک‌سو با مسائل زیبایی‌شناسی سر و کار دارد؛ اینکه چگونه می‌توان تصاویر زیباتری بوجود آورد و از سوی دیگر، ترکیب‌بندی می‌تواند در بیان ایدهٔ عکاسی نیز موثر باشد و به عنوان مثال عکاس می‌تواند با ترکیب‌بندی مناسب، قسمت‌های مهم تصویر را برجسته کند و توجه بیننده را به قسمت‌هایی جلب کند که هدف اوست. در واقع ترکیب‌بندی عبارت است از قراردادن اجزای عکس در کنار یکدیگر قسمت زیادی از عکاسی، بدون دوربین است؛ عکاس باید بیندیشد، ریزبین و نکته‌سنج باشد و از همه مهم‌تر، دغدغه داشته‌باشد و پیش از عکسبرداری، صحنه را به خوبی در ذهنش مجسم کند.
نسبت یک‌سوم

قسمت‌های مختلف کادر از نظر بصری، ارزش یکسانی ندارند، برخی قسمت‌ها توجه بیش‌تری را جلب می‌کنند و به همین دلیل باید از آن‌ها استفادهٔ بیش‌تری کرد. قرار گرفتن عناصر مهم تصویر در محل برخورد خطوط افقی و عمودی که تصویر را به سه قسمت تقسیم می‌کنند، بیش‌ترین توجه را جلب می‌کند. اگر طول و عرض عکس، با استفاده از خطوط فرضی به سه قسمت تقسیم شوند، این خطوط در چهار نقطه که به آن‌ها نقاط طلایی گفته می‌شود یکدیگر را قطع می‌کنند و بهتر است موارد کلیدی و مفهومی تصویر، بر روی این نقاط و خطوط ثبت شود. زیرا قرار دادن سوژه روی این نقاط تلاقی، باعث ایجاد هماهنگی و جلب توجه بیش‌تر می‌شود.

نقطهٔ کانونی و خطوط راهنما

نقطهٔ کانونی قسمتی از سوژهٔ اصلی عکس و اولین نقطه‌ای است که نگاه بیننده را به خود جلب می‌کند. هر عکس باید یک نقطهٔ کانونی اصلی داشته باشد. عکس‌هایی که یکدست هستند و هیچ قسمتی از آن‌ها گیرایی و کشش بیش‌تری نسبت به سایر بخش‌ها ندارند، معمولاً عکس‌های خوبی نیستند و نمی‌توانند ارتباط خوبی با بیننده برقرار کنند.

عکس می‌تواند چند نقطهٔ کانونی فرعی هم داشته باشد تا بعد از اینکه نگاهِ بیننده متوجهٔ نقطه کانونی اصلی شد، توجه او را به سمت خود جلب کنند. همچنین، عکس باید نگاه بیننده را هدایت کند؛ نگاه از نقطه کانونی شروع می‌شود و با کمک خطوط راهنما به قسمت‌های دیگر عکس کشیده می‌شود.

در بسیاری از مناظر عناصری وجود دارند که می‌توانند خطوطی راهنما باشند. نرده‌ها، خط افق، درختان و بسیاری دیگر از عناصر این‌چنینی، می‌تواند مورد استفادهٔ عکاس قرار گیرد.

عکاسی معماری


ن

عکاسی معماری، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از آثار معماری و ساختمان‌ها عکسبرداری می‌شود.

در عکاسی معماری، دو فاکتور زاویه دید و نوع لنز مهم‌اند، زیرا معمولاً آثار معماری بزرگ هستند و عکاس هم نمی‌تواند به اندازهٔ کافی از آن‌ها فاصله بگیرد؛ به همین دلیل لازم است که زاویهٔ دید لنز زیاد باشد، یعنی فاصله کانونی کم باشد تا عکاس بتواند همهٔ ساختمان و بنا را در کادر جا دهد.
عکاسی اجسام بی‌جان

عکاسی اجسام بی‌جان شاخه‌ای از هنر عکاسی است که به ثبت تصویر از اشیاء بی‌جان و معمولاً غیر متحرک و اشیا محیط پیرامون می‌پردازد. عکاسی از اجسام بی‌جان در حقیقت جزو سبک‌های مشکل عکاسی محسوب می‌شود، عکاسان این سبک باید توانایی نورسنجی دقیق را داشته و از ذوق ترکیب‌بندی بالایی برخوردار باشند. هدف اصلی در عکاسی طبیعت بی‌جان، بیان ایده و مفهومی خاص، به ساده‌ترین و روشن‌ترین شکل ممکن است.

وجه تمایز اصلی این سبک با سایرسبک‌ها، در حقیقت به چیدمان صحنهٔ عکس مربوط است؛ چیدمان در حقیقت همان چیدن صحنه عکس و ساختن صحنه است؛ در این سبک، عکاسان در حقیقت بیشتر عناصر عکس را می‌سازند تا اینکه صرفاً سرگرم عکاسی باشند.


عکاسی نجومی



عکاسی نجومی شاخه‌ای از عکاسی است که به وسیلهٔ تلسکوپ و با روش‌های مختلف از ستارهها و سیارات عکسبرداری می‌کند. زمان نوردهی این عکس‌ها معمولاً از چند دقیقه تا چند ساعت، متفاوت است. البته با دوربین عکاسی و با هر لنزی می‌توان از ستاره‌ها و سیاره‌های نزدیک عکس گرفت
عکاسی ورزشی

عکاسی ورزشی، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از صحنه‌های ورزشی و ورزشکاران عکسبرداری می‌شود. در این نوع عکاسی، تجهیزات و ابزارها نقش مهمی دارند زیرا سوژه متحرک است و عکاس هم از صحنه دور است بنابراین داشتن لنزهای قدرتمندی همچون تله و زوم لازم است. همچنین دوربین هم باید قابلیت استفادهٔ پیاپی شاتر را داشته باشد


عکاسی پرتره

عکاسی پرتره، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از چهرهٔ انسان عکسبرداری می‌شود. عکاسی پرتره انواع مختلفی دارد، اما در همهٔ آنها تمرکز عکس بر روی چهرهٔ اشخاص است. پرتره تنها یک عکس ساده نیست، بلکه نمایانگر افکار، اخلاق و خصوصیات فردی سوژه‌است.

معمولاً فاصله‌های کانونی لنزهای مورد استفاده برای عکاسی پرتره بخاطر بار روانی لنزهای واید و نرمال، از دو برابر نرمال به بالا و بخاطر کاهش شدید عمق میدان وضوح در لنزهای تله بلند، کمتر از چهار برابر لنز نرمال است. بهتر است عکس‌های پرتره را با عمق میدان کم (یعنی با دیافراگم باز) تهیه کرد تا پس زمینه محو شده و سوژه با تاکید بیش تری دیده شود.


عکاسی از طبیعت


نمونه‌ای از عکاسی طبیعت.

عکاسی طبیعت به شاخه‌ای از عکاسی گفته می‌شود که گیاهان، جانوران، کوه‌ها یا صخره‌ها به نحوی ثبت شده باشند که در آن هیچ گونه اثر مستقیم یا غیر مستقیمی از حضور انسان دیده نشود، گیاهان پرورش داده شده از سوی انسان، راه‌ها، حیوانات اهلی یا حیوانات وحشی خارج از محیط زیست اصلی خود، هیچ یک در عکس طبیعت نباید حضور داشته باشند.


عکاسی حیات‌وحش


ن

عکاسی حیات وحش، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از حیوانات و جانوران عکسبرداری می‌شود. عکاسی در این سبک، نیاز به دانش بالا و تجربهٔ فراوان در زمینهٔ عکاسی و آشنایی با رفتار حیوانات گوناگون دارد. عکاسان باید توان اثبات طبیعی بودن تصاویر را داشته باشند عکس از حیوانات در باغ وحش، حیوانات دست آموز و اهلی شده و سایر موارد مشابه عکس طبیعت محسوب نمی‌شوند

در این نوع عکاسی، دهانهٔ باز لنز برای دستیابی به سرعت بالا و ثبت سوژهٔ در حال حرکت و محو کردن پس زمینه استفاده می‌شود. همچنین عکاسان حیات‌وحش، از لنز تله استفاده می‌کنند بنابراین عکاسان حیات وحش احتیاج به سه‌پایه دارند. آنها همچنین برای این که بتوانند به حیات وحش نزدیکتر شوند احتیاج به وسایلی برای استتار دارند
عکاسی از مناظر

عکاسی از مناظر، به عکاسی از جهان پیرامون می‌پردازد، حضور انسان یا عناصر انسانی، در این سبک محدودیتی ندارد. توانایی در دیدن زیباترین ترکیب بندی در منظره و تصور آن که در چاپ نهایی چگونه به نظر می‌رسد و همچنین انتقال الهام عکاس به بیننده از مهمترین ماهیت‌های عکاسی منظره‌است. برای عکاسی از چشم‌اندازها، عکاسن معمولاً از لنز واید، سه‌پایه و بسته‌ترین دیافراگم (۱۱ تا ۲۲) برای بدست آوردن بیشترین عمق میدان استفاده می‌کنند


عکاسی خبری



عکاسی خبری یا فتوژورنالیسم به عکس‌هایی گفته می‌شود که پبام و هدف اصلی آنها خبر رسانی است. عکاسان خبری، همان نویسندگان مقاله و مخبران خبر به وسیله تصویر یا همان عکس هستند. عکاسی خبری هنری است که برای قصه‌گویی عکاسانه به کار گرفته می‌شود تا زندگی را مستند کند. فتوژورنالیسم ما را به عکس‌هایی ارجاع می‌دهد که یک داستان را بیان می‌کند. در فتوژرنالیسم روایت عکس مقدم بر قضاوت است، یعنی باید عکس، دیگران را به قضاوت بکشد. در فتوژرنالیسم، عنوان یا مضمون مقدم بر عکس است و باید به مخاطبان و بینندگان و کسانی که داوری می‌کنند کمک کند تا خودشان داستان یا ماجرا را کشف کنند


عکاسی شب



عکاسی در شب، به عکاسی در فضای آزاد در ساعات شب گفته می‌شود. در عکاسی شب، معمولاً از دیافراگم‌های بسته و زمان‌های نوردهی طولانی استفاده می‌کنند. البته در این حالت عمق میدان کم می‌شود. در این حالت، نقاط نورانی متحرک به‌صورت خطی نورانی و کشیده در صفحهٔ حساس عکاسی ثبت می‌شوند. اما اگر مدت نوردهی افزایش یابد، نویز تصویر نیز زیاد می‌شود.


عکاسی ماکرو

عکاسی ماکرو شاخه‌ای از عکاسی است که از نمای نزدیک و بطور معمول از سوژه‌های کوچک عکسبرداری می‌کند. بطور کلاسیک، سوژهٔ موجود در یک تصویر ماکرو بزرگ‌تر از اندازهٔ آن در طبیعت است. به هر شکل امروزه تصویر برداری ماکرو، تهیه تصویر از سوژه در ابعاد بزرگتر و واضح‌تر از آن چیزی است که در حیات دیده می‌شود.


عکاسی صنعتی

عکاسی صنعتی یکی از شاخه های عکاسی می باشد که به سفارش یک سازمان صنعتی صورت می پذیرد و به ثبت فرایندهای تولید ، محصولات ، سازمان کار ، کارکنان و یا تجهیزات سازمانی می پردازد. عکس صنعتی ممکن است با مقاصد داخلی ( به عنوان مثال اداری و یا روابط صنعتی ) و یا خارجی ( به عنوان مثال تبلیغات یا روابط عمومی ) بکار گرفته شود.

ضد نور

ضد نور (به فرانسوی: Silhouette) تکنیکی است که در آن منبع نور در پشت سوژه قرار دارد و در قوی‌ترین حالت به دلیل تندی نور، سایه‌ای از سوژه بر روی عکس ایجاد می‌شود. زیباترین حالت زمانی پیش می‌آید که خورشید در حال طلوع یا غروب است و پس‌زمینه به رنگ نارنجی یا زرد مشخص می‌شود عکاسی ضدنور یکی از روش‌های انتقال اندوه، احساس و حالت‌های عاطفی به بیننده‌است. ممکن است بیننده با دیدن این نوع عکس‌ها به درک درست و واضحی از سوژه نرسد، اما بخش تیره و سیاه تصویر باعث شکل گیری قدرت تخیل بیننده می‌شود.

اچ‌دی‌آر (HDR)


تصویربرداری دامنه دینامیک بالا (به انگلیسی: High Dynamic Range Imaging) یا HDR به مجموعه‌ای از تکنیک‌هایی گفته می‌شود که نسبت به روش‌های معمول، امکان وجود دامنه دینامیک روشنایی بیشتری بین نقاط تاریک و روشن را فراهم می‌کنند.  عکس‌های اچ‌دی‌آر با ترکیب چند عکس به وجود می‌آیند؛ برای هر عکس اچ‌دی‌آر، باید چند عکس با کادر کاملاً یکسان تهیه کرد (معمولاً ۳ یا ۵ عکس) و هر عکس باید با نوردهی خاصی گرفته‌شده باشد؛ به این ترتیب که یک عکس با نوردهی معمولی و بقیهٔ عکس‌ها با نوردهیهای کمتر و بیشتر.

هدف از عکاسی اچ‌دی‌آر، افزایش محدودهٔ دینامیکی است و با ترکیب محدوده دینامیکی محدود عکس‌ها، به عکسی با محدوده دینامیکی بزرگ، که اچ‌دی‌آر نامیده می‌شود دست پیدا می‌کنیم.
پنینگ

یک تصویر پنینگ از خودروی در حال حرکت.
نوشتار اصلی: پنینگ

پنینگ (به انگلیسی: Panning) یا کنارگردی دوربین، نام تکنیکی در عکاسی می‌باشد که برای نشان دادن تحرک سوژه‌ها به کار می‌رود. پنینگ در حقیقت به حرکات افقی، عمودی و یا چرخشیِ یک تصویر ثابت و یا ویدئو اشاره دارد. در این تکنیک یا سوژهٔ اصلی متحرک است که آن را از محیط ثابت اطرافش مجزا می‌کند یا سوژه ثابت است و دوربین حرکت می‌کند که عکاسی هر دو حالت منجر به القای حس تحرک در عکس می‌شوند. کاهش سرعت شاتر باعث بیشتر نمایان شدن تحرک در عکس می‌گردد.[

عکسبرداری به این شیوه کار مشکلی است. زیرا باید سرعت شاتر مناسبی انتخاب شود و سرعت شاتر مناسب، بستگی به سرعت سوژه دارد. از طرف دیگر، باید چرخش یا حرکت دوربین هم کاملاً مناسب باشد و در غیر اینصورت سوژه هم محو می‌شود؛ یک ابزار مناسب برای این تکنیک، تک‌پایه است.
مادون قرمز

یک تصویر مادون قرمز. رنگ سبز درخت، به‌رنگ سفید تبدیل شده.
نوشتار اصلی: عکاسی مادون قرمز

عکاسی مادون قرمز (به انگلیسی: Infrared photography) تکنیکی است که هنگام عکسبرداری، قسمت مرئی نور حذف شده و فقط پرتوهای مادون قرمز ثبت می‌شوند. رفتار انعکاسی مادون قرمز با نور مرئی فرق دارد و چون چشم انسان مادون قرمز را نمی‌بیند، عکس‌هایی به وجود می‌آید که در واقعیت دیده نمی‌شوند. نمونه‌ای از تفاوت‌ها، انعکاس گیاهان است که در عکاسی مادون قرمز، به رنگ سفید ثبت می‌شوند

برای عکاسی مادون قرمز به فیلتر مادون قرمز نیاز است. این فیلتر نور مرئی را حذف می‌کند و فقط نور مادون قرمز را از خود عبور می‌دهد

[
سراسرنما (پانوراما)

سراسرنما (به انگلیسی: Panorama) یا پانوراما تکنیکی است که سبب ایجاد عکس‌هایی با فضای وسیعتری نسبت به عکس‌های معمولی می‌شود. نحوهٔ ساخت آن‌ها چنین است که با کنار هم قرار دادن تعدادی عکس معمولی به‌وجود می‌آیند. در این تکنیک، باید عکس‌های بیش‌تری از صحنه ثبت کرد و سپس با استفاده از نرم‌افزار آن‌ها را به‌هم چسباند. تعداد عکسی که برای ثبت یک عکس سراسرنما لازم است، بستگی به فاصله کانونی دارد. هرچه فاصله کانونی بیش‌تر باشد، (یعنی بزرگنمایی بیش‌تر و زاویه دید کمتر) در هر عکس قسمت کمتری از صحنه جای می‌گیرد و در نتیجه، باید عکس‌های بیش‌تری گرفت.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 0:4  توسط شهکام جولایی | 

 

  • يك عكاس خوب در هواي بد شناخته مي شود.
  • بهترين دوربين آن است كه در پشت آن بهترين عكاس قرار دارد.
  • يك عكاس خوب مانند يك مهندس اندازه گيري مي كند، مانند يك فيلسوف فكر مي كند و دنيا را مانند يك شاعر مي بيند.
  • بهترين عكس آن است كه هنوز آنرا نگرفته ايد.
  • عكاسي و صداقت دست در دست يكديگر كار مي كنند.
  • عكاسي از آنجايي كه هنر و تكنولوژي با هم تقاطع دارند آغاز مي شوند.
  • با عكاسي كسي چيزي نمي گويد بلكه شخصي  آنچه را بايد گفته شود به نمايش مي دهد.
  • اگر شما عكاس ماهري باشيد حتي از گرد و غباري كه روي لنز نشسته است براي گرفتن عكس بهتر كمك مي گيريد.
  • از اساتيد عكاسي پيروي كنيد تا زمانيكه خودتان يكي از آن اساتيد شويد.
  • ابتدا يك گل را بشناسيد سپس از آن عكس بگيريد.
  • دوربين را براي مدت طولاني كنار نگذاريد اين براي هر دوي شما (عكاس و دوربين) مضر است.
  • يك دوربين پيشرفته لزوماً عكسهاي عالي نمي گيرد.
  • بسياري از عكاسان بيشتر نگران وضوح ظاهري عكس هستند تا مفهوم آن.
  • درباره عكاس با دوربينش قضاوت نكنيد بلكه با عكسهايش در مورد او قضاوت كنيد.
  • شما عكاس خوبي مي شويد اگر بدانيد كه چه چيزي سبب مي شود شما عكاس بدي باشيد.
  • خوب است كه نسبت به فيلمي كه استفاده مي كنيد حساس باشيد.
  • يك عكاس خوب سوژه عكاسي را حتي از پشت يك مه غليظ توصيف مي كند.
  • دوربين هاي اتوماتيك لزوماً عكسهاي زيبايي نمي گيرند آنها فقط متخصص فني خوبي هستند نه يك هنرمند خوب.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 0:19  توسط شهکام جولایی |